مرضيه محمدزاده

1626

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

سعيد بيابانكى سعيد بيابانكى به سال 1346 ه . ش در خمينى شهر اصفهان به دنيا آمد ، تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در آن شهر گذراند ، و در رشته‌ى مهندسى كامپيوتر دانشگاه اصفهان فارغ التحصيل شد . از سال 1364 هجرى به اهالى آبادى سر سبز شعر و ادب پيوست و آثارش در صفحات ادبى مطبوعات كشور به چاپ رسيده است . خود مىگويد : « رشد اوليه‌ى شعر را مديون انجمن ادبى سروش خمينى شهر كه محفلى سرشار از صفا و خالى از كينه بود مىدانم و رشد ثانويه‌ى خود را در فضاى دانشگاه حس مىكنم » . وى يكى از شاعران جوان و خوش‌ذوق و غزل سراى امروز است كه در قالب‌هاى ديگر شعرى نيز طبع آزمايى كرده است . از وى تاكنون دو مجموعه شعر با نام « رد پايى در برف » و « نيمى از خورشيد » چاپ و منتشر شده است . - * - اسبهاى بىركاب : پر برمىدارد امشب آفتاب از نيزه‌ها * مىدمد يك آسمان خورشيد تاب از نيزه‌ها مىشناسى اين همه خورشيد خون‌آلود را * آه ، اى خورشيد زخمى رخ متاب از نيزه‌ها كهكشان است اين بيابان چون كه امشب مىدمد * ماهتاب از خيمه‌ها و آفتاب از نيزه‌ها ريگ ريگش هم گواهى مىدهد روز حساب * كاين بيابان خورده زخم بىحساب از نيزه‌ها يال‌هايى سرخ و تن‌هايى به خون غلطيده است * يادگار اسب‌هاى بىركاب از نيزه‌ها آرزوى آب هم اين جا عطش نوشيدن است * خواهد آمد العطش‌ها را جواب از نيزه‌ها باز هم جارى است امشب رودرود از سينه‌ها * بس كه مىآيد صداى آب‌آب از نيزه‌ها گرچه اين موج‌موج تشنگىها جارى است * مىتراود چشمه‌چشمه شعر ناب از نيزه‌ها « 1 » * * * سپيدار : عشق هر روز به تكرار تو برمىخيزد * اشك هر صبح به ديدار تو برمىخيزد اى مسافر به گلاب نگهم خواهم شست * گرد و خاكى كه ز رخسار تو برمىخيزد مگر اى دشت عطش نوش گناهى دارى * كآسمان نيز به انكار تو برمىخيزد ؟ تو به پا خيز و بخواه از دل من برخيزد * حتم دارم كه به اصرار تو برمىخيزد شعرى خوانم و يك دشت ، غم و آهن و آه * از گلوى تر نيزار تو برمىخيزد مگر آن دست چه بخشيد به آغوش فرات * كه از آن بوى علمدار تو برمىخيزد پاس مىدارمت اى باغ كه هر روز بهار * به تماشاى سپيدار تو برمىخيزد اى كه يك قافله خورشيد به خون آغشته * بامداد از لب ديوار تو برمىخيزد

--> ( 1 ) - مجموعه شعر « نيمى از خورشيد » ؛ ص 19 و 20 .